|
* به خاطر مشغله ی کاری فکر کنم تا یک ماه به روز نشم *
ثانیه ها مزخرف حتی ترانه تعطیل خوابای بی سر و ته تعبیرها خزوخیل....
باز یک زن اسیر تمکین شد چون که حق طلاق با مرد است تجاوز شرعی بس کن منُ راحت بذار این رابطه یک جانبست مفهوم عشق مشترک اینجا فقط یک شائبست از تخت خوابم دورشو اغوش تو تکراریه لبهاتُ از من دور کن این بوسه ها اجباریه گوش من از موسیقی ِعصر تحجر کرشده تقویمتُ واکن ببین دوران وسطی سرشده امکان نداره شهوت ِ بی حدتُ تمکین کنم... از من نخواه تا این همه بی شرمیُ تحسین کنم وقتی که استقلالمُ هر روز کمتر می کنی وقتی منُ با ارزش ِ کالا برابر می کنی با کی بگم نابودی این زندگی قطعی شده؟ با کی بگم اینجا به من تجاوز شرعی شده؟!! این ترانه با توجه به بحث تمکین پیرو بحث کلاس مبانی جامعه شناسی نوشته شد
|
About
دراین چند لحظه از زاویه دید یک دانشجوی جامعه شناسی به ترانه نگاه می کنید. که بعضی ها می گن چندتا چهره داره ویه کوچولو هم مرموزه.اما سعی می کنه لاقل دوست خوبی باشه. مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 Authorsمحمد حسین نجفیLinks
روزنوشتهاي يك وكيل بي مدرك |