تبليغاتX
ترانه با طعم پاییز - حضورت ترانه را از یادم برد....



ترانه با طعم پاییز

بعد از متعادل شدن شرایطم این اولین کاری بود که نوشتم  و البته نسبت به کارهای قبلی به شدت افت کرده ..به امید برگشت به روزهای گذشته

یک بار گفتم عاشقت هستم یک بار گفتی دوستم داری

صدبار اغوشت رو حس کردم صدبار بین خوابُ بیداری

یک بار پای تو قسم خوردم:تا اخرش هستم اگه باشی

تو اینقدر پاکی که می تونی زیبا ترین رویای دنیا شی

من روی امواج تنت هر شب معنای ارمش رو فهمیدم

وقتی که دستاتُ به من دادی  خوشبختیُ نزدیک تر دیدم

دل کندن از چشمات ممکن نیست از دوری لبهات می میرم

از بی نهایت بودن عشقه که بعضی وقتا سخت می گیرم

صد بار گفتی عاشقم هستی صدبار می گم دوستت دارم

با من بمون تا لحظه ی اخر من جونمُ پای تو می ذارم

 

+نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت21:45توسط محمد حسین نجفی | |